
زخم بر دل دارم و سخت است پنهان كردنش مثل هابيلي كه گيجم كرده فكر مدفنش پيش من لبخند تلخي زد كه حتي هيچكس انتظارش را ندارد لحظه اي از دشمنش آن قدر دور است از من كه شب ويراني ام گرد و خاكي هم نميشيند به روي دامنش رفت اما يادگاري بين ما جا مانده است حسرت او بر دلِ من ، حق من بر گردنش . . . ...
ادامه مطلب