دنیای این روزهای من ...

متن مرتبط با «من به چشمان تو می اندیشم» در سایت دنیای این روزهای من ... نوشته شده است

***پنجشنبه ها***

  • نیلوبلاگ

    آلبومی دارم پر از عکس های تو که فقط وبلاگ پنجشنبه کلمه ها بازش می کنم و می نشینم به تماشایت قهوه ای را تلخ می نوشم و با شیرینی نگاهت خودم را به جمعه ای دیگر می رسانم ... تو تنها دلخوشی وبلاگ پنجشنبه کلمه های منی ! ...

    ادامه مطلب
  • *** پنجشنبه ***

  • نیلوبلاگ

    پنجشنبه باید با بعضی از جاهای خالی بیشتر کنار آمد اشک نریختحسرت نخورد فقط دید و گذشتپنجشنبه همین است روز دوست داشتن هاییکه فقط عطرشان مانده و اندکی خاطره نه خودشان  ...پ ن : گم شدن در تو به پیدا شدنم میارزیدخونِدلهام به دریا شدنم میارزیدتوی این شهر به زانو نزدن معروفمبا غروری که به تنها شدنم میارزید...+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۶ساعت 20:57  توسط فروغ  |  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ***من قديمي بودم***

  • نیلوبلاگ

    من قدیمی بودم پلی با سی و سه چشمِ گریان وقتی از من میگذشتی قصری آتش گرفته که ویرانیاش را تماشا کردی و رفتی مقبرهی پادشاهان که هُرم سینهی بردهها هنوز درونش زبانه میکشد دیواری چینخورده دور خودم کناره جادهی مفروش پروانههای مرده افسوس حتی نسیم بال پروانهای میتوانستبه حالم بیاورد من قدیمی بودم تو فردا از من که میگذری از حالم چه میدانی ؟ ...

    ادامه مطلب
  • ***ريسماني به قلبت***

  • نیلوبلاگ

    آن سو ریسمانی تو را می کشد که به پایت بسته شده این سو ریسمانی , که به قلبت . . . . پایت اگر جدا شود , زنده خواهی ماند قلبت اما خودت می دانی . . . . . ...

    ادامه مطلب
  • ***من به چشمان تو از پلك تو نزديك ترم***

  • نیلوبلاگ

    دلنشین !... ای غم دلواپسی ات بر کمرم من از آنـی کــه تــو پنداشته ای خسته ترم عمر من کمـــتر از آنست کــــه باور بکنم که تــو یــک روز بخـــواهـی بروی از نظرم راه برگشت کجا ؟ لمــس کن این فاجعه را بی تو هر لحظه ، پلی میشکند پشت سرم باز هم کشته و بازنــده ی این جنگ منم که تو با لشکر چشمانت و ... من یک نفرم ! دل به دریای جنون می دهی و می گذری دل به دریای جنون می دهم و می گذرم آه دیوانه ! ، توآنــسوی جهان هم بروی من بـــه چـــشمان تـو از پلک تو نزدیک ترم .... ...

    ادامه مطلب
  • ***توهم***

  • نیلوبلاگ

    نه که رفته باشی یا نداشته باشمت... از اول هم نیامده بودی از اول نبودی... نمیخواستی که باشی ! دلم داشتنت را توهم زده بود دید میچسبد ادامه داد ... پ ن : افتاد شبيه شعله اي در خرمن / شد نيمه ي عشق و نيمه ي ديگر من تا ديد دلم هواي ماندن دارد / راهي شد و ماند رد پايش در من.... ...

    ادامه مطلب
  • ***بهانه***

  • نیلوبلاگ

    بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم!!! من شرمسار این همه تحملم… پ ن : اينروزا ميگذرد..تمام ميشود......

    ادامه مطلب
  • ***تو را مي فهمد***

  • نیلوبلاگ

    ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد عشق خود صرف همان کن که تو را مي فهمد درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت بهر آن اشک روان کن که تو را می فهمد گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند پیش آن سرت عیان کن که تو را می فهمد بگذار هر که دلش با تو نباشد برود به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد...

    ادامه مطلب
  • ***اینجا برای زنی مینویسم***

  • نیلوبلاگ

    آري آغاز دوست داشتن است،گرچه پايان راه ناپيداست،من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست... نميدانم وقتي فروغ اين جمله را مينوشت چه حالي داشت؟ آغاز دوست داشتن ! دوست داشتني كه نبايد پايان داشته باشد...اما گاهي خودت اين پايان را ميفهمي و طعم لزج آن آزارت ميدهد... شلم شوربايي كه هميشه حالت را بد ميكند،قصه ي تكراري ساييدن روحت و غرق شدن تو در ورطه ي خاموشي عميق ترين جايي كه هيچگاه به انتهايش نمي رسي... روزهايي كه فقط يكي پس از ديگري برايت تكرار ميشوند و تكرار بي آنكه زندگي كرده باشيشان اينجا براي زني مينويسم كه نبود.. آنچه كه مي خواست نداشت آنچه كه د...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    من به چشمان خیال انگیزت معتادم | من به چشمان تو می اندیشم | من به چشمان تو ایمان دارم | من به چشمان بی قرار تو | من به چشمان تو عادت دارم | من به چشمان خیال انگیزت | من به چشمان خيال انگيزت معتادم | من به چشمان شما محتاجم | من به چشم های بیقرار تو | من به چشم خویشتن دیدم