خرید بک لینک
اي دل ...
براي آنكه نگيري چه ميكني ؟
با روزگار دوري و ديري چه ميكني ؟
بي اختيار بغض كه ميگيردت بگو...
در خود شكست را نپذيري چه ميكني ؟
با اين اتاقِ تنگ و شبِ سرد و گور تنگ
تو جاي من ...
جز اينكه بميري چه ميكني ؟
اي عشق ...
اي قديم ترين زخم روزگار ...
در گوشه دلم سرِ پيري چه ميكني ؟
دست تو را دوباره بگيرم چه مي شود ؟
دست مرا دوباره بگيري چه ميكني ....؟
پ ن : سنگ تو را به سینه زدم، استخوان شکست...

برچسب: نویسنده: نوید پاکدل تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 22:03

صفحه بندی