***سنگ مزار*** - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 2:00
از يار داغ ديدم و از روزگار هم چشمي به روزگار ندارم، به يار هم xa0 تنها نه شِكوه مي كنم از يار و روزگار... دارم شكايت از خود پروردگار هم xa0 طوقِ دلم به گردن و بار غمم به دوش... اينگونه سربه زير شدم، بردبار هم xa0 ديگر گذشت آن كه به يك چشم هم زدن... مي رفت از كف ام، دل و صبر و قرار هم xa0 با خنده گف...
***توهم*** - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 2:00
نه که رفته باشی یا نداشته باشمت... از اول هم نیامده بودیxa0 از اول نبودی... نمیخواستی که باشی ! دلم داشتنت را توهم زده بود دید میچسبدxa0 ادامه داد ... xa0 پ ن : افتاد شبيه شعله اي در خرمن / شد نيمه ي عشق و نيمه ي ديگر منxa0 تا ديد دلم هواي ماندن دارد / راهي شد و ماند رد پايش در من.... xa0
***كوچكتر*** - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 2:00
یک روز دست هایم راxa0 باز می کنم و می روی... و طبیعی ست که هرچه دورتر شوي کوچکتر شوی کوچکتر... کوچکتر... آنقدر که در آغوش هرکسی جا شوی ... xa0
***هيچ كسش*** - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:03
محبوب من از دوست داشتنم می ترسد... از داشتنم می ترسد... از نداشتنم هم می ترسد! با این همه اما مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست.... وطنش بودم اگر به خاطر من می جنگید و مادرش اگر به خاطر من جانxa0xa0... من اما هیچxa0کسش نیستم من هیچ کسش هستم! xa0
***هیچ*** - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:03
اگر دری میان ما بود می کوفتم در هم می کوفتم اگر میان ما دیواری بود بالا میرفتم پایین می آمدم فرو می ریختم اگر کوه بود دریا بود پا می گذاشتم بر نقشه ی جهان و نقشه ای دیگر می کشیدم اما میان ما هیچ نیست هیچ و تنها با هیچ هیچ کاری نمی شود کرد... xa0
***دخترم*** - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:03
ما ظلم کردیم به دختر كوچكيxa0 کهxa0 می توانست فرزند ما باشد! تو بهترين پدر دنیا و من عاشق ترین مادر... ما ظلم کردیمxa0 و نمی دانم اینک ; در پناه کدامین دیوار ; از فریاد های هر شبه ی مردی و ناله های خسته ی زنی اشک می ریزد. . . ! دخترم مرا ببخش.....!! xa0
***چه ميكني*** - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:03
اي دل ... براي آنكه نگيري چه ميكني ؟ با روزگار دوري و ديري چه ميكني ؟ بي اختيار بغض كه ميگيردت بگو... در خود شكست را نپذيري چه ميكني ؟ با اين اتاقِ تنگ و شبِ سرد و گور تنگ تو جاي من ... جز اينكه بميري چه ميكني ؟ اي عشق ... اي قديم ترين زخم روزگار ... در گوشه دلم سرِ پيري چه ميكني ؟ دست تو را دوباره ...
***پست موقت*** - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 7:43
سلام دوستان متاسفانه در چند روز اخير متوجه شدم كه وبلاگم هك شدهxa0 و با كمك دوستان موفق شدم كه وبلاگم را فراخواني كنم ، دوستان سپاسگزارم .
***تنها*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
انسان امروزی - مفید و مختصر - تنهاست !تنهای تنها ... کاملاً ... از هر نظر ... تنهاست ! تنهایی اش را می برد با خود به هر شهریانسان تنها ؛ خانه باشد یا سفر ؛ تنهاست ! با آنکه در آغوش هم هستیم ؛ تنهـــاییمهر «خانواده» جمعی از «چندین نفر تنها» ست! علمی به نام علم « تنهایی شناسی» نیست !-با اینکه در این ر...
***بهانه*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر برویxa0 از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم!!! من شرمسار این همه تحملم… xa0 پ ن : اينروزا ميگذرد..تمام ميشود...
***تو را مي فهمد*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد عشق خود صرف همان کن که تو را مي فهمد درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد عاشقی سود ن...
***دروغ*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
باور كن حال من خوب است ... فقط نمي دانم چرا چند ساعت پيش تلويزيون... آن سكانسي را نشان داد.. كه خسرو شكيبايي گفت : يعني همه چي دروغ بود ؟ همه حرف ها ... زمزمه ها ... عشق ها ....xa0 xa0 آهنگ پيشنهادي: آهنگ عربي( كولي ملكك از شيرين)
***برگشته ام*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
نمي دانم در كجاي اين عشق، ايستاده ام ؟! خوب است يا بد ؟ اما دلم ديگر برايت تنگ نمي شود.... نمي تپد......! نم نم، به لطف گريه، از غم گذشته ام .... من به ترك عادت ها، عادت كرده ام برگشته ام به اول اول آشنايي به همون روزاي بي ""تو""يي تنهايي....تنهايي....تنهايي... آهنگ پيشنهادي: (آرزو كن از احسان خواجه...
***رزا *** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
چنديست گمت كرده ام xa0نيستي در اين حوالي و من سراغت را از هركه كه ميپرسم سري تكان مي دهد و راهش را كج مي كند از من دختركم ... .رزا ...... تو گم شده اي در من يادم نيست در كدامين روز بود كه تورا زاييدم اصلن شايد هم تو آبستن من بودي و حالا اين منم كه شدم كودك گم شده ي تو من هميشه به تو فكر ميكنم و خوشح...
***اینجا برای زنی مینویسم*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
آري آغاز دوست داشتن است،گرچه پايان راه ناپيداست،من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست... نميدانم وقتي فروغ اين جمله را مينوشت چه حالي داشت؟ آغاز دوست داشتن ! دوست داشتني كه نبايد پايان داشته باشد...اما گاهي خودت اين پايان را ميفهمي و طعم لزج آن آزارت ميدهد... شلم شوربايي كه هميشه حالت را...
***خاطره*** - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:59
می بینمش... میهمان ناخوانده ای ست رسیده از پیچ و خم های دشوار فراموشی نفس نفس زنان آنگونه که من به سان دستمالی آویزان از بند رخت پریشان میشوم در بادها... مینشیند روی مبل من دستپاچه چای تعارف می کنم او با بدجنسی خاطره ورق میزند، من می پیچم به خودم او دلتنگی آوار می کند، من می نشینم به تماشا او زخم تا...

برچسب‌های مرتبط

صداي پايتخت | صدای پایت | تقليد صداي پايتخت | راديو تهران صداي پايتخت | مرسی که هستی | مرسی که هستی عشقم | مرسی که هستی رفیق | مرسی که هستی دوستم | مرسی که هستی کنارم | مرسی که هستی عزیزم